بقیه در ادامه مطلب

اولین سانسور این قسمت مربوطه به وقتیکه تسو به ماوریونگ میگه از انبارهای معبد میخوام برادشت کنیم و منظور ماوریونگ از گرفتاریشون این بود که گفت محصولات وقف خدایانه و برای استفاده عموم نیست تسو هم بهش میگه اگه خدایان میتونستن کاری کنن الان وضع ما این نبود برو سهمیتون رو بیار ببینم

وقتی گوموا به یوهوا میگه جومونگ کشته شده حالا یوهوا بد میشه که زیر بغلشو میگیره ولی یوهوا دست گوموا رو پس میزنه و وقتی اصرار به رفتن میکنه گوموا دستشو میگیره و جلوش زانو میزنه میگه من اینهمه تو رو دوست دارم ولی من اصلاْ جایی تو قلبت ندارم یکم هم به فکر من باش

قبل از اینکه بوی یوم بگه ماری رو ببندن به درخت میگه یه ظرف مشروب بیارن و به جومونگ میگه اینو برو بالا و اینجاست که دستهای جومونگ رو باز میکنن و جومونگ برای این بود که چشمهاش تار میدید

وقتی سولان از ملکه در مورد اینکه چرا شاه بعد از مرگ جومونگ یوهوا رو نمیزاره بره ملکه میگه چون هنوز اونو دوست داره که به احساس خطر کردن تعبیر شد

وقتی بوی یوم به جومونگ میگه پدرم تو ارتش دامول بود بعد حرفهاش در مورد اینکه وقتی هانیها بهشون حمله کردن پدرش رو کشتن و مادرش مجبور شد لباس خونی باباشو تن اون کنه تا از سرما یخ نزنه و بابا با جسد لخت تو سرما ول کردن حذف شد

بعد از اینکه سوسونو قبول کرد با بویی یوم بره جنوب میزنه منظره نگاری و جومونگ اونو زیر نظر میگیره سوسونو هم اونو میبینه آهنگ معروف سانسوری گذاشته میشه و جومونگ بهش میگه از اینکه تو داری همچین سفری میری خیلی به قلبم فشار میاد و جریحه دار میشه سوسونو هم میگه خودم میترسم ولی وقتی به تو و هدفت فکر میکنم امیدوار میشم و سعی امو میکنم که سالم برگردم تا بهت کمک کنم و اینجا میطلبه بغل کردنی هم در کار باشه ولی دیگه با گذشت سالها زمینه اش جور نیست و با نگاه کار تمام میشه

آهنگ مربوطه

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1388    | توسط: hamed hamed.k    |    |
نظرات()